انسانی که قرار بود... کرراتīs
1989
پروتاریس باتسوس کای ای تروتزا
1989
گرامی آغا ما ایجانتا
1989
ببخش مرا در صحنه مدرسه
1989
چقدر میخواهی ما را دیوانه کنی
1988
اینتن باران عشرتی ورای چادر
1988
اکاکیوس، تا انسانولیا نا اینای fina
1988
دوستان دلبسته من، میستُ
1988
کانال های دیوانه وار
1987
اینجا کشیش آنجا کلاه دار است
1987
من پونتیو هستم، چیزی که میخواهم انجام دهم
1986
مگالی تون کراتادون شولی
1986
این مرد، این زن و ویولونشان
1986
دزدی و یک آقا باوقار
1986
تملک آخرین کار از نوع خود
1986
امشب آن را پیدا خواهیم کرد
1985