خط داستانی
هر صد سال، جادوگر شرور مورگانا به دنبال تصاحب تالسمن فینگال از مرلین برمیگردد، که با آن قصد دارد دنیا را نابود کند. در چهارده قرن گذشته او شکست خورده است... حالا او قصد دارد همه چیز را تسخیر کند. بن کلارک جوان به همراه والدینش به یک شهر جدید نقل مکان میکند، جایی که با همسایه جادوگر سالخوردهاش، میلنر، دوست میشود. بن استعداد طبیعی برای جادو دارد و میخواهد همه چیز را از این پیرمرد یاد بگیرد. بن همان زخم را دارد که حامل اصلی عصا ۱۴۰۰ سال پیش داشت. هم مورگانا و هم میلنر، که مشخص میشود مرلین است، این را نشانهای میدانند که این بار، نبرد بین خوبی و بدی قویتر و سختتر از همیشه خواهد بود. بن باید بین خوبی و بدی انتخاب کند و در یک نبرد کشیده میشود و باید از روح و جادو خود استفاده کند تا تصمیم بگیرد کدام مسیر را دنبال کند و در نتیجه، سرنوشت دنیای ما را تعیین کند.