خط داستانی
لاندو با لورنا ازدواج کرده است. او وظیفهٔ سنگین مراقبت از عمهيت بیوهاش ترِکسی و دو فرزندش را بر عهده گرفته است، کوچکترینشان نفر عاقه ذهنی دارد. به خاطر تعهداتش به خانوادهٔ عمه، رابطهاش با همسرش لورنای به اندازهٔ ایدهآل که میخواستند، خوشایند نیست. علاوه بر وابستگی به خانوادهٔ عمه، ترِکسی به طرز عجیبی به لاندو نزدیک بوده است؛ موضوعی که برای لورنای آشکار میشود. در نهایت، لورنیا آرام آرام از پارههای خفیف که بر سینهاش فشار آوردهاند رهایی مییابد.