خط داستانی
سه دوست رابرت، میشل و ژان خوشبخت بودند اگر عمه رابرت که کازینویی به نام کینگ کلاب را به ارث برد نبود و آنها را آزار نمی دادند. آن ها مردمانی بی خیال و سادهاند و تصور می کنند از آنها قهرمان ساخته است و برای قاچاق با هم همکاری می کنند. کشف اخیرشان استفاده از دیسک های درون دیدن از جامه های بچه است که در دیگنمایی از آمستردام الماس چینش می کنند