خط داستانی
فیلم مستقلی درباره مردی به نام استیون که همجنسگرا است و دوستدختر سابق دبیرستانش، نانسی، با خبر غیرمنتظرهای دوباره در زندگی او ظاهر میشود: فرزندشان پلکانی ده ساله، لوک. نانسی هرگز به استیون نگفته بود که در شب مراسم پروم با فرزند او باردار شده است. نانسی در گذر زمان دوباره در زندگی استیون ظاهر میشود و با سرطان میمیرد. او به استیون میگوید که آخرین آرزویش این است که او، پدر طبیعی، لوک را به فرزندخواندگی بگیرد. برای مردی که با مرد دیگری رابطه دارد و هیچکدام از آنها در کودکداری تجربهای ندارند، این یک ضربه سنگین است. پس از گفتگوهای فراوان با دوستپسرش، پیتر، استیون تصمیم میگیرد آرزوی آخری نانسی را عملی کند، هرچند که قبل از آن مقدمهای کوتاه لازم است.