خط داستانی
در پاییز ۱۹۹۳، در اوج و در قلهٔ جهان ورزش، مایکل جوردن از بسکتبال حرفهای کنار میکشد. پس از راهاندازی تیم رویاها برای کسب مدال طلا در المپیک ۱۹۹۲ و برد Bulls در سومین قهرمانی متوالی NBA در سال بعد، جوردن با قتل پدرش شوکه شد. آیا این از دست دادن چنین نقطه اتکایی در زندگی اش باعث شد مشهورترین ورزشکار جهان بار دیگر به سمت رویاهای کودکی گرفتار شود یا اینکه احساسی عمیقتر وجود دارد که شاید هنوز بهدرستی فهمیده نشده است؟