خط داستانی
لوئی جفریز با همسرش کورین خوشحال است. در نخستین سالگرد ازدواج، لوئی در حین عبور از خیابان کشته می شود. لوئی به آلیک فینچ تناسخ می یابد و بیست سال بعد، سرنوشت، آلیک و دختر لوئی، میراندا را به هم می رساند. فقط وقتی آلیک به خانهٔ لوئی دعوت می شود، به یاد زندگی پیشین، همسر و بهترین دوستش می افتد. البته مشکلی هم وجود دارد و او نسبت به دختر خودش میل پیدا می کند