خط داستانی
این پارودی همجنس گرا از پرونده های کلاسیک سریال های دهه ها مانند دیستنِی و دلیر و زیبا به شدت به رسوایی های خانواده قدرتمند کاسامتینو و عاشقانشان می پردازد. سیلو در کمای عمیق است و بدون پیوند مری به احتمال زیاد خواهد مرد. ویوین بی اندازه سیلو را دوست دارد و برای نجات او از هیچ کاری دریغ نمیدارد. الکترا به اسکارتل نامزد است، اما اسکارتل با مادر الکترا، چارماین، ناچار است منتظر یک فرزند باشد. پشت نقاب های پرزرق و برقشان هیچ فردی بی گناه نیست و سؤال این است که آیا سیلو به آن مری حفظ کننده زندگی خواهد رسید؟ و اگر رسید، مری او خواهد بود؟ زدودن شِکارهای گَس و گویایش، درگیری های خیالی، هویت دوگانه، نیت های مشکوک، معاملات عجیب، بیانیه های مد فراگیر و پیچ و خم های داستانی عجیب همگی در این نمایش گنجانده شده اند.