قبل از اینکه او بتواند انتقام یک بازی کارتی تقلبی را بگیرد، دن کریگتون دچار نارسایی قلبی شده و در صندلی خود میمیرد. جان ترالی، تقلبکننده، زمانی که متوجه میشود تمام پول کریگتون را گرفته است، احساس گناه میکند و دختر کوچک مرده، لوئیس را به فرزندی قبول میکند. دختر بزرگ میشود و سالن قمار به خانه دوم او تبدیل میشود.