فیلیپهٔ کوچک سالهای زیادی است که بیمار است. والدینش برای بهبود سریعتر او را به تابستان ۱۹۵۸ در ویلا پدربزرگ و مادربزرگش در محلهٔ ثروتمند مرکز شهر کا Cádiz میفرستند. آب و هوای گرم اندلس برای پسربچه خوب است، اما ساکنان خانهٔ بزرگ داستانی متفاوت دارند و تمامی اقوام در آنجا تا حدی عجیباند. در اینجا فیلیپه با مادر بزرگِ بزرگش و پرستار سختگیرش آدوراسیون که با شکیبایی به خاطرات مادربزرگ از باندولرها که برای او مردند گوش میدهد ملاقات میکند. فیلیپه اجازهٔ ترک تختش را ندارد، اما ساعاتش به لطف محبتهای ماریِ زیبا که باکره است و عاشقانش را به بازی میکشاند، سپری میشود. با گذشت تابستان، فیلیپه با تمامی خویشاوندانش تعامل میکند و از رفتارهای عجیب آنان چیزهای زیادی دربارهٔ زندگی و عشق میآموزد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.