داوید که اخیراً یتیم شده باید به جزیره مَنس نقل مکان کند تا با پدربزرگش آدام، کشاورز گوسفندها، زندگی کند هر دو به پایان تابستان می اندیشند اما تنها چیزی که بینشان است عشق به سگ هاست به ویژه سگ قهرمان گوسفندان آدام به نام باب داوید با مگی دوست سرزنده همسایه رابطه دوستانه ای برقرار می کند اما آدام به این خانواده به خاطر تراژدی قدیمی مرتبط با مسابقه سگ ها نفرت دارد دیگر همسایگان باب و سگ خانواده مور را متهم به قتل گوسفندان شبانه اخیر می کنند