یک نمونه زن منحصر به فرد از عصر پلیستوسن، معروف به عصر یخ، در حالت انجماد نگهداری میشود در حالی که به سمت تمدن در یک کاروان نظامی منتقل میشود. وقتی کاروان توسط مزدوران مورد حمله قرار میگیرد و نمونه به یک هواپیما منتقل میشود، "ملکه یخ" در حالتی غیرقابل کنترل و تهاجمی بیدار میشود و خلبان را میکشد که باعث سقوط هواپیما به یک استراحتگاه میشود. پس از زنده ماندن از سقوط، ملکه یخ به یک کشتار در سراسر استراحتگاه میپردازد و بازماندگان را به یک نبرد ناامیدکننده برای بقا وادار میکند.