دو جوان از داکوتای شمالی، کیپ و جاب، زندگیهای جایگزینشان را به عنوان فرار از آن چه «مینوتن-آنی» نامیده میشود نشان میدهند. سفرشان با بازدید از ون هک، ضلع اطراف دریاچه ساگاگِویِا آغاز میشود. در آنجا با آندرَا، مردی بومی آمریکایی، ملاقات میکنند که به آنان میگوید: گاهی چرخه زندگی پیچ میخورد. هنگامی که به شهر کوچکشان بازمیگردند، برای قتلی که مرتکب نشدهاند، تقاضای تعقیب میشوند.