در نظر شوهرش، نورا پول زیادی خرج میکند. وقتی نورا از خانم لینده دیدن میکند، رازی را به او میگوید. نورا پول قرض کرده تا خانواده بتوانند به تعطیلات بروند. اما شوهرش نباید متوجه شود. هلمر اکنون مدیر بانکی است که کروگستاد در آن کار میکند. کروگستاد حالا نورا را تهدید میکند که راز او را فاش خواهد کرد. نورا از درد و رنج زیادی عبور میکند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.