بی کار و بی جهت و در دام بدهی رو به رشد استرِسکا با همسفرانی در یک خانه با نامزدش رَچِل زندگی میکند. او شغل جدید و آینده امیدوارکننده ای دارد اما زندگی روزمره کِریگ تبدیل به چرخه بیهوده مصاحبه ها خواب و وام های ناپدیدکننده شده که او را از این که بتواند خود را بسازد ترسانده است. پس از دیداری تصادفی، کریگ با تام آشنا میشود که نگرش آرام او به زندگی به نظر میرسد راه حلی برای وضعیتش ارائه کند.