نویسنده زورا متیوز دختر نویسنده مشهور توماس مورگان متیوز است که یک سال پیش درگذشت. هم زورا و هم توماس از اسکیزوفرنی رنج میبرند. پس از یک دعوا با شوهرش درو، زورا به خانه پنهانی پدرش در دره زیبای توپانگا فرار میکند. در آنجا زورا با بارمن ادی، همسرش لورنا و تعمیرکار آمادی آشنا میشود. آنها به طور رمزآلودی درباره اینکه چگونه پدر زورا دنیای آنها را تغییر داده صحبت میکنند. استرس باعث تشدید اسکیزوفرنی زورا میشود و خوابهایش به کابوسهای وحشتناکی تبدیل میشود در حالی که به تدریج متوجه میشود که گذشته پدرش شامل قتلهای وحشتناک و خودکشی بوده و ارواح اعمال او به سراغش آمدهاند تا او را دیوانه کنند.