A Son at Sea
فیلم پسری در دریا
زمستان دو هزار و نه. پس از تلاش خودکشی مادر افسردهاش، کلمنت به صمیمیت با مادرش برای رفتن به دریا در خانه خانوادگی موافقت میکند تا حالش خوب شود. اما کلمنت زندگی خود را دارد: یک دوست دختر نسبتاً مالدوست و بالاتر از همه یک شغل جدید منتظر او است. چگونه او میخواهد مادرش را نجات دهد که با هرگونه باج هوشی و احساس میخواهد زندگی پسرش را هدایت کند؟ چگونه میتواند بند ناف را از مادرش با قطع ترمز کند وقتی او رنج میبرد و افسرده است؟