در هاکستون شرق لندن داستان درباره جورج و سوفی است که پول جمع می کنند تا برای اولین تعطیلات خود به خارج بروند سپرده پرداخت شده و دو هفته برای پرداخت مانده مبلغ هزار و دویست پوند باقی مانده است سوفی جورج را به خاطر تعطیلات سپرده اش سپرده است و در تلاش است بدهی را با دفتر خدمات مسافرتی تسویه کند تنها مشکل این است که جورج بدون اطلاع سوفی پول تعطیلات او را برای معامله بیدقتی به کار میبرد