Dolls Can't Cry
فیلم عروسی کنان نمی گریند
در بند خانه خود همچون عروسکی بودن فِیث رویای مادری واقعی برای دخترش Nell را در سر می پروراند دختری که هفده سال پیش او را ترک کرده بود اما زمان در حال پایان یافتن است خواهرش ایریس دیگر نمی تواند از فرزند نگهداری کند دوست پسرش منس حاضر به پدر بودن برای فرزند از رابطه آزارگرانه نیست دختر به فرزندخواندگی سپرده می شود برای نجات رویاهایش فِیث دخترش را به جهان خیال خانه عروسک می برد جایی که بدی هرگز رخ نمی دهد اما واقعیت نمی تواند پشت دریاچه سرپوشیده شود Nell به مادر واقعی روی می آورد مانس فکر می کند او دیوانه شده است ایرיס این را همه چیز می پندارد با آشکار شدن خانه عروسک به پوششی باریک از وحشت های گذشته فِیث باید با دردش رو به رو شود یا به زندگی ای از سر شرم محکوم گردد