هنکلین پورویس از طبیعت لذت میبرد و عاشق شکار است. او و همسرش، دوروتی، در یک مزرعه در میانه روستا زندگی میکنند. به دلایلی، در فصل قبل از پاییز، اتفاقاتی شروع به رخ دادن میکند. اولین قربانیها حیوانات خانگی هستند و سپس حیوانات وحشی. اما زمانی که مردم آسیب میبینند، پلیس وارد عمل میشود. حملهکننده انسان نیست، این مسلم است و باید متوقف شود. سپس آنها متوجه میشوند که زخمها دارای باکتری کشندهای هستند و زمان برای مبتلایان در حال گذر است. همسایه هنکلین، فرانسیس ولمن، یک بومی آمریکایی است که معتقد است یک پادزهر باستانی را کشف کرده است. آیا آنها هرگز عامل این حملات وحشتناک را پیدا خواهند کرد؟ آنها این کار را انجام میدهند.