یک کارگر جنسی بازنشسته که در حال فرار است، به یک شهر کوچک نقل مکان میکند و کسبوکار تولید لباس زیر را آغاز میکند (از جنس پارچه مخصوص خود، ادیره) که به ناچار به زنان محافظهکار قدرت میبخشد. این موضوع تنها باعث خشم رهبر خودخوانده، دیوکان و همسر کشیش کلیسای محلی میشود. او به زودی دوستیها و عشقهای غیرمعمولی را در غیرمنتظرهترین مکانها کشف میکند. بهشت او به دست کاپیتان، دلال سابقش که پول او را دزدیده بود تا زندگی جدیدی آغاز کند، به سرعت قطع میشود.