یک رشد عجیب و دردناک آشت را عذاب میدهد. او مجبور است از مادر بدخلق و دچار زوال عقل خود مراقبت کند. با هر بیاحترامی، توده آشت بزرگتر میشود تا اینکه منفجر میشود و مادهای مرموز را بیرون میریزد. آیا آشت میتواند بفهمد این چیست و چگونه میتواند آن را متوقف کند؟