میکی هاوس ۱۱ ساله دیگر بچه نیست. اما کیست او؟ او نمیداند. بدون دوستان است. مادرش را نمیفهمد. از بدنهاش متنفر است. واقعیت و تخیل در ترکیبی سمی به هم میآمیزند. رویدادها به حداکثر میرسند... در خانه و مدرسه. میکی باید قدرت درون خود را بیابد تا آنچه آغاز شده را پایان دهد. برخورد او با بدن در حال بالغ شدن او را به کجا میبرد؟