یک معتاد جوان که ارتباطش با خانواده ثروتمندش را از دست داده، به قعر زندگی میرسد وقتی که نوزادش را به قاچاقچیان کودک میفروشد. او به زودی از تصمیمش پشیمان میشود و شجاعت و قدرتی برای بازپسگیری او پیدا میکند. برای این کار، او باید ردپایی را به سمت جنگل دنبال کند و یک خانه ترسناک را پیدا کند که در آن زن سالخوردهای که ملاقات کرده، خدمتکار آلبینو و دختری با راه رفتن عجیب، همه با هم زندگی میکنند. هیچ چیزی او را برای وحشتی که قرار است کشف کند، آماده نکرده است.