خط داستانی
در سال ۱۹۸۷ است و کارآگاه جورجیا کوک برای تحقیق در مورد کشتار چهار دانشمند که با شیوهای بیدلیل به طرز فجیعی کشته شدهاند فراخوانده میشود، با تنها بازمانده به عنوان مظنون آشکار. اما هرچه جورجیا عمیقتر میکاود و یک پرونده پیچیده درهمتنیده با جنون، آئین و شیطانپرستی را باز میکند، جستوجوی وسواسی او برای حقیقت به کابوسی تبدیل میشود که خانواده، حرفه و سلامت روان او را به خطر میاندازد. سی و هفت سال بعد، موج جدیدی از قتلهای ترسناک جورجیا را دوباره به این کابوس میکشاند تا او با این احتمال ترسناک مواجه شود که وحشتهای ایستگاه پارریش هرگز به طور کامل دفن نشدهاند.