پس از اینکه کالین والکات در جشن تولدش ناگهان فوت میکند، همسرش تس و دخترش کت متوجه میشوند که او یک معشوقه طولانیمدت به نام مریلین داشته که از او دختری به نام کات دارد. تس خشمگین وسایل کالین را بیرون میاندازد در حالی که کت از دوستپسرش مارکوس به خاطر پیامی که به دختر دیگری فرستاده عصبانی است. وقتی دو خواهر ناتنی با هم ملاقات میکنند، بر سر اینکه خاک پدرشان را کجا پخش کنند، بحثی به وجود میآید که منجر به مداخله پلیس میشود و آنها همچنین متوجه میشوند که ممکن است او با زن دیگری نیز رابطه داشته است.